السيد الطباطبائي

13

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

قسمت اخير يعنى بيان اختلاف علوم از لحاظ روش و اسلوب فكرى و تعيين اينكه در فلان علم از چه روش و اسلوبى بايد استفاده كرد تا به نتيجه مطلوب رسيد مهمترين تنبه و توجهى است كه اين دانشمندان در اين زمينه پيدا كرده‌اند و به عقيده اين دانشمندان از آن روزى كه روشهاى علوم شناخته شد راه پيشروى و تكامل باز شد و علت اصلى ركود و توقف علم در قديم همانا نشناختن متود و طرز تفكر صحيحى است كه در هر علم لازم است مثل آنكه در مواردى كه بايد از طرز تفكر تجربى استفاده شود با طرز تفكر تعقلى و استنتاجى مىخواسته‌اند به نتيجه برسند . بهر حال اين قسمت به قدرى توسعه پيدا كرد كه ساير قسمتها را تحت الشعاع قرار داد و با الحاق ساير قسمتها كه در بالا اشاره شد علم جديدى بوجود آمد كه همه بنام روش شناسى يا متودولوژى خوانده مىشود به عقيده اين دانشمندان فائده شناختن روشهاى علوم از لحاظ صحيح فكر كردن كه غايت و نتيجه منطق است از منطق ارسطو كه بيشتر متوجه اشكال و صور و هيئت و ترتيب افكار و معقولات است بدرجاتى بيشتر است و از اينرو دانشمندان منطق را به دو قسمت تقسيم كرده‌اند منطق صورى كه همان منطق ارسطوئى است و متودولوژى كه متضمن تقسيمات علوم و تعريفات و موضوعات و فوائد و روشها و اصول متعارفه و موضوعه آنها است . بديهى است كه استقصاء بحث در آنچه امروز به صورت فنى مستقل و دامنه دار در آمده ربطى به مباحث مورد نياز ما كه در اين سلسله مقالات فلسفى طرح شده ندارد ولى آنچه از آن قسمتها كه تماسى با فلسفه دارد و به طورى است كه ممكن است اگر ما نظريه خود را در باره آنها بيان نكنيم در ذهن خواننده محترم شبهات و اشكالاتى باقى بگذارد ناچاريم بيان كنيم . خصوصا آنكه بعضى از قسمتها كه در همين مقدمه خواهد آمد تا آنجا كه ما اطلاع داريم در اطراف آنها تا كنون تحقيقى نشده است . در مقاله 1 تعريف فلسفه و موضوع و فائده آن بيان شد و در مقاله 5 در باره صحت روش تعقلى كه مورد استفاده فلسفه است بحث شد در مقدمه اين مقاله بمناسبت اينكه همانطوريه قبلا اشاره شد مسائل مطروحه اين مقاله پايه و اساس ساير مسائل فلسفى است و از لحاظ صناعى به منزله آغاز فلسفه محسوب مىشود به ساير قسمتهاى لازم مىپردازيم كه شامل مطالب ذيل است 1 تمايز علوم . 2 موضوع چيست . 3 نقطه هاى اتكاء مسائل علوم يا مبادى تصوريه و تصديقيه .